خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





درخت انگور

    کوهستان سنگلاخ مرد را به مبارزه می طلبید . سیصد و نود و چهار درخت انگور کاشته بود . فردا صبح که رفت به جای سیصد و نود و چهار درخت انگور ، سیصد و نود و چهار چاله خالی بود . مرد رفت و خانه و همه اسباب و اثاثیه اش را فروخت . نصف پول را به زنش داد و نصفش را برداشت و برای همیشه از آن شهر رفت . چند روز بعد ، بچه ها در دفتر نقاشی هایشان عکس سیصد و نود و چهار درخت انگور کشیدند . معلم ها از ترس ، نقاشی های بچه ها را پاره کردند . چند شب بعد ، سیصد و نود و چهار مردی را که جلوی در خانه شان درخت انگور کاشته بوند چشم بسته بردند و دیگر نیاوردند . چند ماه بعد ، مرد به روستایی دور رسید . پاسبانی را دید که دارد پیرمردی را که چاله ای کنده ، کتک می زند .


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : چهار ,انگور ,درخت ,سیصد ,درخت انگور ,چهار درخت ,انگور کاشته ,درخت انگور کاشته ,
    درخت انگور

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر